درخت اُرس

گرم شو از مهر و ز کین سرد باش...

درخت اُرس

گرم شو از مهر و ز کین سرد باش...

۲ مطلب با موضوع «از شعرها» ثبت شده است

Desirable Flood

پنجشنبه, ۷ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۸:۳۲ ب.ظ

 

"تو پایتخت صلح جهانی..."

کنارت رودها می‌ایستند

درخت‌ها سکوت می‌کنند

و چکاوک پیر هم مست می‌شود...

 

در توجاده‌ی ابریشمی است

که از وسط گندمزار می‌گذرد

و در کناره‌ی آن

جایی نزدیک درخت‌های صنوبر،

مردی عاشق گندمزار سیاه دخترکی می‌شود

که آسمان را سیاه کرده...

 

مرد با خودش می‌گوید:

چه سیاهی سعادتمندی...

 

من

ساحلی بکر و دست نخورده‌ام

که از بین تمام جای پاهای دنیا

تو روی تنم مانده‌ای

که از تمام قلعه‌های شنی کودکانه

کلبه‌ی کوچک تو در من بنا شده

و از بین تمام دریاهای دنیا

تو اقیانوست را کنارم پهن کرده‌ای...

 

موج‌های کوچک دست تو

موج‌های سیاه گندمزار من

کاش این ساحل را

آب ببرد...

 

  • رعنا

زاده‌ی قول تو هستم، در غبار...

چهارشنبه, ۱۳ مرداد ۱۳۹۵، ۰۴:۵۲ ب.ظ

 

            

 

 

زیباترین قول تو این است

           که هرگز باز نخواهی آمد...

 

+احمدرضا احمدیِ ستودنی...

 

  • رعنا