درخت اُرس

گرم شو از مهر و ز کین سرد باش...

درخت اُرس

گرم شو از مهر و ز کین سرد باش...

Desirable Flood

پنجشنبه, ۷ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۸:۳۲ ب.ظ

 

"تو پایتخت صلح جهانی..."

کنارت رودها می‌ایستند

درخت‌ها سکوت می‌کنند

و چکاوک پیر هم مست می‌شود...

 

در توجاده‌ی ابریشمی است

که از وسط گندمزار می‌گذرد

و در کناره‌ی آن

جایی نزدیک درخت‌های صنوبر،

مردی عاشق گندمزار سیاه دخترکی می‌شود

که آسمان را سیاه کرده...

 

مرد با خودش می‌گوید:

چه سیاهی سعادتمندی...

 

من

ساحلی بکر و دست نخورده‌ام

که از بین تمام جای پاهای دنیا

تو روی تنم مانده‌ای

که از تمام قلعه‌های شنی کودکانه

کلبه‌ی کوچک تو در من بنا شده

و از بین تمام دریاهای دنیا

تو اقیانوست را کنارم پهن کرده‌ای...

 

موج‌های کوچک دست تو

موج‌های سیاه گندمزار من

کاش این ساحل را

آب ببرد...

 

  • رعنا

نظرات (۳)

دو قسمت آخر خیلی خوب بود. مرحبا.
ارتباط جاده ابریشم رو با بقیه بخش ها نفهمیدم.
شعر از کیه رعنا؟
پاسخ:
خودم
اگه اسمشو بشه شعر گذاشت
از اینکه casual وار نظر بنده رو منتشر کردید سپاس. " به خدا" من مترجم نیستم.

پاسخ:
در هر وبلاگی که میسازم از وجود خواننده‌هایی چون شما ناراحت میشم
نسل شما تموم نشده هنوز؟
فضاهای مجازی جای این کارهاست؟
جالب هم هست که انتظار دارید من جواب شمای ندیده و نشناخته رو بدم و مصرانه پیگیری کنم
عمیقا براتون متاسفم
اصلا دلم نمیخواد کامنت دیگه ای از جانب شما دریافت کنم


ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی