درخت اُرس

گرم شو از مهر و ز کین سرد باش...

درخت اُرس

گرم شو از مهر و ز کین سرد باش...

عبور

شنبه, ۱۰ تیر ۱۳۹۶، ۰۸:۲۵ ب.ظ

+ حس وقتی که چیزی رو تجربه می‌کنی که هربار قبل از این، تجربه کردنش  مثل فرو رفتن خنجر تو پهلوت بوده. فرو رفتنش و در اومدنش، دوباره فرو رفتنش و در اومدنش... اما بعد مدت‌ها، وقتی دوباره تجربه‌اش می‌کنی،‌ می‌بینی دیگه دردت نمیاد. دیگه خنجری وجود نداره... چند لحظه مکث می‌کنی،‌چند لحظه خودت رو نگه می‌داری تو اون وضعیت که مطمئن شی تک تک سلول‌های بدنت، بند بند روحت، فهمیدن این همون موقعیت تلخ و گزنده‌‌ی قدیمیه... اما باز هم هیچی... هیچ دردی نیست. هیچ جای قلبت تیر نمی‌کشه. فقط لبخند می‌زنی و عبور می‌کنی...

 

+ این حس رو تجربه کردین؟ به نظرم نزدیک‌ترین حس به کلمه‌ی رهایی، شاید همین حس باشه. وقتی می‌فهمی دیگه کسی، چیزی،‌ موقعیتی، حرفی، رفتاری، نمی‌تونه تو رو ناراحت کنه. بعضی‌ها عقیده دارن همین موضوع راجع به خوشحالی هم باید صدق کنه تا آدم از همه‌ی قید و بندها رها باشه و آرامش واقعی رو تجربه کنه. من هنوز درکش نکردم. وقتی هیچی نتونه خوشحالمون کنه، یه حس کرخت یکنواخت دست میده به زندگیمون که مثبت نیست.(نظر شما چیه؟)

  • رعنا

نظرات (۱)

  • امیرحا فظ
  • من فکر میکنم وقتی که آدم از این مرزها عبور کرد، از یه جایی به بعد توجه به چیزهای کوچیک هست که احساس شادی و خوشبختی رو برای شخص به وجود میاره. مثلا نگاه کردن به محبتهای بیدریغ اطرافیانمون. یا لبخند یه کودک توی خیابون. اینطوری خلاصه کنم که فکر میکنم از یه جایی به بعد دیگه خوشبختی برابر نیست با کسب کردن ها و تجربه کردن ها. بلکه این خوشحالی از طریق توجه و تمرکز روی چیزهای کوچیک و جزئیات زندگی ایجاد میشه.
    پاسخ:
    منم موافقم با صحبتتون
    چیزهای کوچیکی که کیفیتشون خیلی بیشتر از چیزهای به ظاهر بزرگه
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی